تبليغاتX
به گوشه تنهایی محمد علی خبیر خوش آمدید

به همین سادگی از کنارش نگذریم

سینمای ما - محمدعلی خبیر: مي توان گفت که "به همین سادگی" اولین فیلم سینمای ایران است که به این قدر دقیق و هوشمندانه به زندگی یک زن خانه دار ایرانی سرک کشیده است. اطراف ما پر است از "طاهره"هایی که از بس سرمان گرم شلوغی شهرنشینی شده، آن ها را کمتر می بینیم٬ کمتر به روزمرگی هایشان توجه می کنیم و کمتر به دغدغه هایشان گوش می کنیم.
برخی از منتقدان فیلم را فاقد کنش داستانی می دانند. اما سوال اصلی فیلم هم این است که زندگی یک زن خانه دار ایرانی در طول روز چه قدر دست خوش کنش ها و اتفاقات جدید قرار می گیرد. خواسته های زن خانه دار ايراني بیشتر در روزمرگی گم می شود و زندگي اش می شود همان کلمه روزمرگی.
سوالی که مطرح می شود این است که آیا طرح فیلمنامه "به همین سادگی" که همه اش زندگی تکراری و بی حادثه یک زن است به درد یک فیلم سینمایی می خورد یا نه؟...

ادامه مطلب در سایت سینمای ما

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:2 توسط محمدعلی خبیر |

کیانوش عیاری 57 ساله شد.

 

 

محمدعلی خبیر:کیانوش عیاری بی شک یکی از بزرگان سینمای این آب و خاک است.از او دیدن فیلم خوبی چون "بودن یا نبودن" را تجربه کرده ایم وهم اکنون شاهد پخش سریال فراموش نشدنی "روزگار قریب" او هستیم.استاد عیاری امروز (22 اردیبهشت) 57 ساله شدند .ضمن تبریک روز تولدشان،از شما دعوت می کنم خواننده چکیده ای از زندگینامه هنری ایشان باشید.

 کیانوش عیاری در  22 اردیبهشت 1330 در اهواز متولد شد.وی فعالیت سینمایی اش را از سینمای آزاد با ساخت فیلمهای 8 میلیمتری آغاز کرد. در سال 1364 با ساخت فیلم "تنوره دیو" به زمره کارگردانان سینمای ایران پیوست.

این فیلم از چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر  سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را برای او به ارمغان آورد.

عیاری در سال 1365 دومین فیلم بلندش را با عنوان "شبح کژدم"  ساخت.این فیلم داستان  یک نویسنده سینما بود که براساس فیلمنامه ای که نوشته است دست به سرقت یک جواهر فروشی می زند.

سومین فیلم او نیز فیلمی پرافتخار محسوب می شود.عیاری "آن سوی آتش" را در سال 1366 کارگردانی کرد.این فیلم نیز در جشنواره ششم فیلم فجر خوش درخشید و توانست عیاری را برای دومین بار لایق دریافت سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی معرفی کند.

پس از آن سوی آتش فیلمهای:روز باشکوه(1367)،دو نیمه سیب(1370)،آبادانیها(1371)،شاخ گاو(1374) فیلمهای بعدی او بودند.این فیلمها جز فیلمهایی بودند که هم ساخت خوشی داشت و هم گیشه خوب.

در سال 1377 او بهترین فیلم کارنامه اش را کارگردانی کرد.این فیلم که "بودن یا نبودن" نام داشت،به موضوع اهدا اعضا می پرداخت.هر چند که بودن یا نبودن توانست نظر منتقدان را به خود جلب کند اما در اکران موفق نبود.یکی از دلایل مهم ناکامی فیلم در گیشه،نامناسب بودن وضعیت نمایش فیلم بود.

نکته جالب درمورد این فیلم این است که فضای فیلمنامه اختصاص داشت به فصل تابستان.این در حالی بود که عیاری مجبور شد در میانه زمستان و در سردترین نقطه تهران فیلمبرداری را شروع کند.به همین خاطر او در لوکیشن های خارجی اش تغییراتی را ایجاد  کرد در در چله زمستان،روزهای گرم تابستان را به تصویر بکشد.

در این فیلم عسل بدیعی ایفای نقش  کرد.

فیلم بعدی عیاری،"سفره ایرانی" نام داشت.ساخت این فیلم سه سال (از 1378 تا 1380)به طول انجامید.پس از این فیلم عیاری سه سال فیلم نساخت تا اینکه در سال 1383 فیلم "بیدار شو آرزو" را مقابل دوربین برد.

علاوه بر فیلمهای سینمایی که از آنها نام برده شد،عیاری ساخت چندسریال تلویزیونی را نیز تجربه کرده است.اولین تجربه او که در سال 1375 به نمایش درآمد سریال تلویزیونی "خانه به خانه" نام داشت.آخرین سریالی را هم که در این سالها تماشاگران از عیاری دیده اند،"روزگار قریب" نام دارد.این سریال که از تاریخ 12/9/1386 به روی آنتن رفته است،هم اکنون نیز از شبکه سوم سیما به نمایش در می آید.روزگار قریب که داستان زندگی دکتر محمد قریب را بازگو می کند،در بین سالهای1381 تا 1384 ساخته شده است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:49 توسط محمدعلی خبیر |

دیوید فینچر:فیلسوفی پشت دوربین

 

 

 

محمدعلی خبیر:دست کم تاکنون یکی از فیلمهای دیوید فینچر را دیده اید.حتما شما هم با من هم عقیده اید که فیلمهای فینچر،فیلمهای ساده ای نیستند.بلکه تماشاگر با هربار دیدن یکی از فیلمهایش به لایه ها و مطالبی پی خواهد برد که بار قبل تر به آن دست نیافته بود.درست است که او کارنامه فیلمسازی طویلی ندارد،اما بی شک همین چند فیلمی هم که ساخته است جز بهترینهای سینمای جهان محسوب می شوند.در این مطلب نگاهی می اندازیم به زندگی هنری این کارگردان بزرگ سینمای آمریکا.

 

دیوید فینچر در 28  آگوست سال 1962 در شهر دنور در ایالت کلورادو آمریکا به دنیا آمد.وی از هشت سالگی با دوربین هشت میلیمتری شروع به فیلم ساختن کرد.بعدها در رشته سینما در دانشگاه کالیفورنیا به تحصیل پرداخت.

بعد از فراغت از تحصیل زیر نظر استیون اسپیلبرگ و جرج لوکاس به تجربیات خود افزود.سپس مدتی برای جان کورتی در (Korty Films in Mill Valley) کار کرد.دیوید در بین سالهای 1981-1983 به مدت دوسال در استودیوی (ILM) مشغول به کار شد.همین امر باعث شد تا برای اولین بار نامش در تیتراژ فیلم بازگشت جدای از سری جنگ ستارگان  ثبت شود. 

او در سال 1984 اولین فیلم تبلیغاتی خود را برای انجمن سرطان آمریکا ساخت.این فیلم  سبب شد تا وی شانس

کارگردانی مستندی در باره ریک اسپرینگ فیلد، خواننده مشهور دهه هشتاد، را بیابد.کیفیت کار او در آگهی های تبلیغاتی چنان رشدی کرد که با وجود کم تجربه بودنش شرکت هایی چون نایک، کوکاکولا، سونی ، لی وایز و چَنِل با او قرارداد بستند.

او در کنار کار تبلیغات به ساخت کلیپ های ویدیویی نیز می پرداخت. کلیپ های او مانند آگهی هایش از بهترین ها شدند ، کلیپ های افرادی مثل ، جورج مایکل، مایکل جکسون،  بیلی آیدل،  آئروسمیت، و رولینگ استونز.

این موفقیت های پی در پی برای فینچر پیشنهاد فیلم بیگانه 3  Alien³ (1992) را به ارمغان آورد. کمپانی فوکس قرن بیستم بدون توجه به این که او فیلم بلند نساخته بود ، ساخت فیلم شصت میلیون  دلاری "بیگانه3" را به او واگذار کرد. دو قسمت قبلی بیگانه را ریدلی اسکات و جیمز کامرون ساخته بودند.

بیگانه البته که در گیشه موفق بود ولی فینچر را راضی نکرد برای همین او به ساخت کلیپ های خود ادامه داد تا سال 1994  که توانست جایزه بهترین ویدیو کلیپ سال را برای کارگردانی ویدئو کلیپ "عشق قدرتمند" گروه رولینگ استونز از آن خود کند.

بعد از این موفقیت بزرگ ساخت فیلم هفتSe7en ((1995 به او پیشنهاد شد.فیلم بعدی وی بازی The Game (1997)بود که در نوع خود کار فوق العاده ای محسوب می شود.باشگاه مشت زنی Fight Club که در سال 1999 ساخته شد کار بعدی فینچر بود که با نقدهای متفاوتی روبرو شد اما در گیشه موفق بود .

وی در سه سال بعد اتاق امنPanic Room  (2002)را کارگردانی کرد.

در سال 2007 فینچر،زودیاک را ساخت.در آن سال همه منتظر نمایش این فیلم بودند.تا اینکه برای اولین بار در جشنواره کن به اجرا در آمد.

هم اکنون نیز فینچر در حال ساخت فیلم جدیدش تحت عنوان "سرگذشت عجیب بنیامین باتن" The Curious Case of Benjamin Button  است. فیلم به داستان زندگی مردی می پردازد که زندگی وارونه ای دارد و به جای اینکه پیر شود روز به روز جوان می شود.در این فیلم برد پیت برای سومین بار با فینچر همکاری می کند.

فینچر در کتابخانه اش بیش از کتاب فیلم دارد که در آن وسط فیلم های هیچکاک و کوبریک را در جای جداگانه ای گذاشته ، در گوشه ی اتاقش تلویزیون بزرگی دارد که پهلویش یک پلی استیشن و ایکس باکس ولو کرده است و بیشتر وقت با آنها  NFL 07 بازی می کند.

بزرگترین آرزوهای فینچر عبارتند از اینکه دوست دارد: یک بازی کامپیوتری بسازد ، یک اپرا را کارگردانی کند،و  نسخه ی موزیکال باشگاه مشت زنی را بسازد و انیمیشنی را که دوست دارد برای بزرگسالان بسازد.

در مطلب های بعدی به طور مفصل درباره فیلمهای او صحبت خواهیم کرد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:15 توسط محمدعلی خبیر |

اندر احوال نمایشگاه کتاب امسال

 

 

 

محمدعلی خبیر:بالاخره دیروز قسمت شد و به اتفاق دوستان دانشگاهی یه سری به نمایشگاه کتاب تهران زدم.نمایشگاه امسال هم مثل سالهای قبل خیلی شلوغ بود.به همین خاطر تصمیم گرفتم چند نکته رو درباره نمایشگاه امسال در قالب یک مطلب برای شما دوستان عزیز آماده کنم.مطالب زیر طبق اخبار رسانه ها و خبرگزاری های معتبر و مواردی که خودم در نمایشگاه مشاهده کردم نوشته شده.امیدوارم چیز بدرد بخوری باشه.

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:22 توسط محمدعلی خبیر |

رادان ،ترکیب چهره و بازی خوب

محمدعلی خبیر: 8 اردیبهشت سالروز تولد بهرام رادان بازیگر جوان و خوش چهره سینمای ایران است.ضمن تبریک این روز به او و هوادارانش.از شما دعوت می کنم تا پایان این مطلب که اختصاص دارد به زندگینامه ایشان،همراه ما باشید. بهرام

بهرام رادان در 8 اردیبهشت 1358 بدنیا آمد و در یک خانواده کم جمعیت پرورش یافت.او یک برادر و دو خواهر دارد که یکی از خواهرانش به نام ژیلا خواهر ناتنی اوست.وی فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد اسلامی است.فعالیت هنری او از سال 1379 با بازی در فیلم شورعشق(نادر مقدس) آغاز شد.این فیلم هرگز نظر منتقدان را به خود جلب نکرد و حتی همان سال لایق دریافت زرشک زرین تشخیص داده شد.شاید هیچ کس آن زمان تصور نمی کرد نابازیگر خوش چهره  آن فیلم روزی تبدیل شود به یکی از ستارگان سینمای ایران و شاید یکی از بهترین بازیگران تاریخ سینمای ایران بعد از انقلاب اسلامی.
البته بازی در فیلم شور عشق بواسطه این اتفاق افتاد که رادان از یکسال قبل آموزش بازیگری اش را در آموزشگاه هیوا آغاز کرده بود.همان سال او در دو فیلم سینمایی دیگر هم بازی کرد.آبی(حمید لبخنده) و ساقی(محمد رضا اعلامی).اما سال 80 برای او سال خوبی می شود تا استارت خوبی را برای بزرگ شدن در سینما بزند. آن سال فیلم آواز قو ساخته می شود و رادان بخاطر این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فجر می شود.

از سال 81 رادان گزیده کار کردن را خوب یاد می گیرد و شاید فیلم خوب بازی کردن را مدیون فرصتی باشد که بهروز افخمی در اختیارش گذاشت.گاوخونی از او چنان بازی گرفت که از ان پس رادان خود را پله به پله،فیلم به فیلم ،به نچه که شایسته یک بازیگر خوب است رساند.شاید به غیر از فیلم ازدواج صورتی(منوچهر مصیری) سایر فیلمهایی را که از آن پس در کارنامه خود دارد را فیلمهایی که تنها برای  گیشه ساخته می شوند،نمی توان نامید.

فیلمهای گیلانه و رستگاری در هشت و بیست دقیقه هم از آن فیلمهایی بود که باعث شد رادان چهره متفاوتی از خود را نشان دهد.این فیلمها باعث شد تا رادان نشان دهد که تنها بازیگر نقش جوانهای کافی شاپ نشین و بالای شهری نیست.او ثابت کرد که می تواند نقش یک جانباز شیمیایی را هم بازی کند که سراسر وجودش پر از درد است.یا در شمعی در باد(پوران درخشنده) و سنتوری(داریوش مهرجویی) بی قیدی و ذلالت یک معتاد را به تصویر بکشد. خلاصه این که نتایج انتخاب های درست او باعث شد تا دوبار سیمرغ بلورین بهترین نقش اول مرد جشنواره بین الملی فیلم فجر را بخاطر فیلمهای شمعی در باد و سنتوری به خانه ببرد.

 

فیلمشناخت بهرام رادان:

شور عشق (نادر مقدس، ۱۳۷۸) /آبی (حمید لبخنده، ۱۳۷۹) /ساقی (محمدرضا اعلامی، ۱۳۷۹) /آواز قو (سعید اسدی، ۸۰-۱۳۷۹) /طلوع تاریک (فیلم کوتاه، ابراهیم شیبانی، ۱۳۸۰) /رز زرد (داریوش فرهنگ، ۱۳۸۱) /عطش (محمدحسین فرح بخش، ۱۳۸1۱) /گاوخونی (بهروز افخمی، ۱۳۸۱) /شمعی در باد (پوران درخشنده، ۱۳۸۲) /گیلانه (رخشان بنی اعتماد، ۱۳۸۲) /سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲) /رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند، ۱۳۸۳) /ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، ۱۳۸۳) /گیلانه (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، ۱۳۸۳) /حکم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۳) /تقاطع (ابوالحسن داودی، ۱۳۸۴) /خون بازی (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، ۱۳۸۳) /سنتوری (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۳) /چهار انگشتی (سعید سهیلی، ۱۳۸۵)/ترديد (واروژ کریم مسیحی- ۱۳۸۶) /كارناوال مرگ (۱۳۸۶) /كنعان (مانی حقیقی-۱۳۸۶)/نقطه بي بازگشت (سايه) (۱۳۸۷)

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:26 توسط محمدعلی خبیر |

رگبار:فیلمی که با قرض ساخته شد.

 

محمدعلی خبیر:

در این شماره از فیلمشناخت استاد بهرام بیضایی به اولین فیلم بلند ایشان یعنی "رگبار" خواهیم پرداخت.شما عزیزان  در این شماره می توانید خواننده مطالب زیر باشید :

شناسنامه فیلم رگبار،طرح فیلمنامه،زندگینامه و فیلمشناخت مرحوم پرویز فنی زاده،حواشی ساخت فیلم و یادداشت مشاور کارگردان(احمدرضا احمدی) درباره رگبار.

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 17:4 توسط محمدعلی خبیر |

"عمو سیبیلو" فیلمی که شبیه فیلمنامه اش نشد.

 

محمدعلی خبیر:

همانطور که از پیش قرار گذاشته بودیم از این پس قرار است هر روز یکی از فیلمهای استاد بهرام بیضایی را مرور کنیم.در این فرصت به اولین ساخته ی ایشان با عنوان "عمو سیبیلو" خواهیم پرداخت.

 

 

عمو سیبیلو

کارگردان:بهرام بیضایی

نویسنده:بهرام بیضایی براساس داستان کوتاهی از فریدون هدایت پور

تهیه کننده:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

بازیگران: صادق بهرامی(عمو سیبیلو) و بچه های کوی کن.

دستیار کارگردان:کامران نوزاد

فیلمبردار:نعمت حقیقی

تدوین:عباس گنجوی

موسیقی متن:اسفندیار منفردزاده

صدا:هرایر

   رنگ:سیاه و سفید

 زمان:29 دقیقه

 محصول سال:1349

 اولین نمایش:17/8/1349 در سینما دیاموند(پنجمین جشنواره بین المللی فیلمهای کودک و نوجوان تهران)

 

  خلاصه داستان:

پیرمردی از شلوغی شهر به خلوت خاه خود در حاشیه پناه برده است.گروهی بچه های پر سر و صدا قصد دارند جلوی خانه او یک زمین فوتبال آماده کنند.پیرمرد تلاش می کند تا بچه ها را از آنجا براند...

 

  حواشی فیلم:

در سال 1349 فیروز شیروانلو بخش سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را راه می اندازد.به واسطه دوستان مطبوعاتی بیضایی وی برای همکاری به این بخش فرا خوانده می شود.قرار بود آبان آن سال پنجمین جشنواره بین اللملی فیلم کودک و نوجوان در تهران برگزار شود.پس از کشمکشهای فراوان بالاخره کانون تصمیم می گیرد،طرحی را که شخص دیگری آن را نگاشته بود را در اختیار بیضای قرار دهد.بیضایی با خواندن طرح به این نتیجه می رسد که طرح بسیار تیره و تار و خیلی روسی است.به همین خاطر می کوشد تا طرحی بنویسد که بچه ها را شاد و پر تحرک نشان دهد.

وقتی که بیضایی به عنوان خبرنگار روزنامه "آیندگان" در جشن هنر شیراز شرکت می کند،گمان می کند که در هتل امکان این وجود خواهد داشت که او فیلمنامه اش را بنویسد ولی اتاق او اشغال می شود و او چهار پنج روز بدن اتاق می ماند.همزمان از کانون با او تماس می گیرند و بیضایی مجبور می شود ظرف دو روز فیلمنامه را بنویسد.

پیش از این بیضایی با نعمت حقیقی که به سینما حرفه ای می نگریست،برای فیلمبرداری کارش مذاکره کرده بود.در هنگام فیلمبرداری اختلاف نظر بین حقیقی و بیضایی و البته نابازیگر بودن بچه هایی که در فیلم بازی می کردند باعث شد نتیجه کار شباهت زیادی به فیلمنامه نداشته باشد.

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 20:20 توسط محمدعلی خبیر |

محمدعلی خبیر
متولد:19بهمن 1365
رشته تحصیلی:برق-مخابرات
هنرجوی فیلمسازی و داستان نویسی
نویسنده و کارگردان فیلمهای کوتاه: آوای نیاز, روح الصنم,جای خالی
عضو انجمن نویسندگان کرج(داستان کوتاه)
مدیر پایگاه اینترنتیKawac.ir
عضو شورای نویسندگان رادیو البرز کرج

Home
Email
Night Skin